🔵 قصه ی ناتمامِ کیف های صورتی و خنده های معصومانه ؛ کوچ ۱۶۸ ستاره از باغ میناب

🔵 درست در لحظه ای که زنگ آخر ، نویدِ رفتن به آغوش گرم خانه را می داد ، ۱۶۸ فرشته کوچک در مدرسه « شجره طیبه » میناب ، مشق زندگی را نیمه تمام گذاشتند و به آسمان پر کشیدند ، حالا از آن همه شوروشوق ، تنها سکوتی ابدی در میان دیوار های مدرسه باقی مانده و داغی که تا ابد بر شانه های این سرزمین سنگینی خواهد کرد .
🔵 هنوز هم اگر گوش هایت را تیز کنی ، صدای خنده های ریز و هیاهوی زنگ تفریح در حیاط مدرسه می پیچد . دخترانی که با مقنعه های سپید و مانتوهای گل گلی شان ، شبیه دسته ای از پرندگان ِ آرام ، کیف های صورتی ِ پر از آرزوهایشان را روی دوش می کشیدند و پسرکانی که با نگاه های معصومانه و لبخند های شیرین شان ، آینده روشن این خاک بودند .
🔵 آن روز ، ساعتِ مدرسه برای همیشه روی همان لحظه شوم ایستاد .

🔵 « زنگ آخر » برای ۱۶۸ دانش آموز ِ مینابی ، آخرین زنگ زمینی شان بود. آن ها که باید بزرگ می شدند ، باید دفتر های مشق شان را پر از خط های صاف و کج می کردند و باید مادران و پدرانی می شدند که فردای این سرزمین را می ساختند ، حالا در آغوش سرد خاک آرام گرفته اند.
🔵دیگر هیچ « مامان !» گفتنی ، خانه ها را گرم نمی کند . دیگر هیچ « بابا !» صدای خستگی روزانه را از تنِ پدران نمی زداید . جای خالی ِ کیف های صورتی در کنج اتاق ها و جای خالی آن نگاه های پر از زندگی ، حفره ای عمیق در قلب همه ی ما ایجاد کرده است .
🔵فرشتگان ِ کوچکِ میناب ! شما پر کشیدید و داغی را به یادگار گذاشتید که هیچ تقویمی قادر به پاک کردنش نیست .
شما حالا در باغ های بهشت ، مشق ِ پرواز می کنید ؛ اما اینجا ، در روی زمین ، ۱۶۸ صندلی ِ خالی ، ۱۶۸ رویایِ ناتمام و دلی که برای همیشه داغ دارِ شماست ، باقی می ماند .
🔵با شالیزار ۲۴ همراه ما باشید
🔵https://eitaa.com/joinchat/230424858C96a471c375
سامره نصیری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسعه توسط تیم میهن وردپرس

Notice: ob_end_flush(): Failed to send buffer of zlib output compression (0) in /home/shaleeza/public_html/wp-includes/functions.php on line 5581